السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
164
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
دوباره موجود گردد ، به گونهاى كه بتوان گفت : اين همان شيئى است كه معدوم شده بود . فرض كنيد كسى دست خود را از بالا به پائين حركت مىدهد و اين حركت ، پنج ثانيه به طول مىانجامد و بعد ، با توقف دست ، اين حركت تمام مىشود و از بين مىرود . اعادهء معدوم يعنى آنكه همان حركت با همان تشخص دوباره موجود شود . از اينجا معلوم مىشود كه ميان اعاده و تكرار بايد فرق نهاد . تكرار ، امرى است ممكن كه فراوان رخ مىدهد . در مثال فوق ، اگر آن شخص دوباره دست خود را به همان صورت و با همان سرعت حركت دهد ، حركت نخست را تكرار كرده است ، يعنى مثل آن را به وجود آورده است نه عين آن را . تكرار يعنى آنكه افراد متعدد يك ماهيت ، كه هريك جدا و متمايز از ديگرى بوده و وجود خاص خود را دارد و در عين حال ، شبيه يكديگرند ، در طول زمان موجود شوند ؛ و اعادهء معدوم يعنى اينكه يك فرد و يك شخص ، در طول زمان ، دوبار موجود شود . تبيين امتناع اعادهء معدوم براساس دو اصل براى تصديق امتناع اعادهء معدوم بايد به دو نكته توجه كرد : 1 . ملاك تشخّص ، وجود است . يعنى هويت و « آن » بودن يك شىء به موجود بودن آن بستگى دارد . اگر يك شىء موجود شود به اين معناست كه هويّت خاصى به وجود آمده و اگر اين موجوديت از بين برود ، ديگر هويتى باقى نمىماند و قهرا وجود دوم ، هويت ديگرى خواهد بود . 2 . ايجاد ، عين وجود است . كثرت ايجاد و وجود ، يك كثرت ذهنى است و گرنه ، در واقع دو چيز منفك از هم ، يكى به نام ايجاد و ديگرى به نام وجود ، در كار نيست . ايجاد يك شىء همان وجود و تحقق آن شىء است . تفاوت ميان ايجاد و وجود به وجهى نظير تفاوت ميان مصدر و اسم مصدر است . با توجه به اين دو اصل مىگوييم : يك فرد با حفظ تشخص و تعين خودش نمىتواند پس از آنكه نابود شد ، اعاده شود . زيرا اعاده ، ايجاد دومى است كه به